پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۴

صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست

از دل شکستن های ما، هرگز صدایی برنخاست

نخلت کز اشک و آه من، نشو و نما آموخته

مانند این شمشادبن، ز آب و هوایی برنخاست

در گلشنت باد صبا،کی می کند یادی ز ما؟

دیری ست کز راه وفا، آواز پایی بر نخاست

از آمد و رفت نفس، آگه نمی گردد کسی

زین کاروان بی خبر، بانک درایی برنخاست

تمکینم از حرف سبک، لنگر نمی بازد حزین

کوهم ولی ز آواز کس، از من صدایی برنخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۶گل خزان زده ام، زندگی ملال من است
  2. شمارهٔ ۲۲۷گرچه پیمانه ی می مشرق نور دگر است
  3. شمارهٔ ۲۲۸مستان، شب غم رفت و سحرگاه فتوح است
  4. شمارهٔ ۲۲۹رخسار تو را تازگی از چشم تر کیست؟
  5. شمارهٔ ۲۳۰برخاست دل ز سینه و پیکان فرو نشست
  6. شمارهٔ ۲۳۱ما را تن ضعیف به زندان عالم است
  7. شمارهٔ ۲۳۲حیرانی من محرم آن روی چو ماه است
  8. شمارهٔ ۲۳۳در کوی تو نقش قدمم، حالتم این است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.