پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۵

با مستی غمت به شراب احتیاج نیست

با این دل برشته کباب احتیاج نیست

کو دیده ای که تاب جمال تو آورد؟

خورشید حشر را به نقاب احتیاج نیست

تیغ برهنه، ناز نگهبان نمی کشد

حسن غیور را به حجاب احتیاج نیست

مگذار مصحف دل صد پاره در بغل

تعلیم عشق را به کتاب احتیاج نیست

صوفی چه طرح بندد از احسان میفروش؟

در خشکسال زهد ، به آب احتیاج نیست

از جوشش عرق شود افسرده برگ گل

رخسارهٔ تو را به گلاب احتیاج نیست

کارم به یک تغافل دزدیده کن تمام

درکشتنم، به تیغ عتاب احتیاج نیست

نااهل را به رشحهٔ کلکم حزین چه کار؟

این شوره خاک را، به سحاب احتیاج نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۷دل در حریم وصل تو، پا را نگه نداشت
  2. شمارهٔ ۲۱۸گرتو را روی زمین خواهش ماوای خوشی ست
  3. شمارهٔ ۲۱۹ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات
  4. شمارهٔ ۲۲۰ای یوسف مصر از تو گرفتار محبت
  5. شمارهٔ ۲۲۱بلبل و پروانه را عشق گریبان گرفت
  6. شمارهٔ ۲۲۲ز لنگر دل دیوانه، عشق بند گسست
  7. شمارهٔ ۲۲۳در طینتم از بس که رگ و ریشه، وفا داشت
  8. شمارهٔ ۲۲۴صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.