پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات

رخساره و خطّت گل و ریحان خرابات

از زمزمه معذورم اگر مست و خرابم

دل می رود از دست به دستان خرابات

شمع و گل و می بر سر هم ریخته هرسو

جایی نتوان یافت به سامان خرابات

دود دل ما سنبل و ریحان مطراست

زخم جگر ما،گل خندان خرابات

در بهمن و دی آفت تاراج خزان نیست

عمری گذراندم به گلستان خرابات

مینای میش شب عوض شمع گذارند

از توبه مزاریست به میدان خرابات

داریم حزین ، این غزل از عارف رومی

او کافر خویش است و مسلمان خرابات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱بلبل و پروانه را عشق گریبان گرفت
  2. شمارهٔ ۲۲۲ز لنگر دل دیوانه، عشق بند گسست
  3. شمارهٔ ۲۲۳در طینتم از بس که رگ و ریشه، وفا داشت
  4. شمارهٔ ۲۲۴صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست
  5. شمارهٔ ۲۲۵دور از در تو روضه ی رضوان به ما نساخت
  6. شمارهٔ ۲۲۶گل خزان زده ام، زندگی ملال من است
  7. شمارهٔ ۲۲۷گرچه پیمانه ی می مشرق نور دگر است
  8. شمارهٔ ۲۲۸مستان، شب غم رفت و سحرگاه فتوح است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.