پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست

ذوق وصلی به کمال و شب هجرانی هست

چون سر از پیرهن عشق برآرد عاشق؟

نه رقیبی و نه مصری و نه کنعانی هست

سر به سر شکر و شکایت همه از یاد رود

نه لب زخمی و نه چاک گریبانی هست

منم آن موسی سرگرم که در طور وجود

هر طرف می نگرم، آتش سوزانی هست

کشور حسن تو را باغ و بهار عجبیست

هر طرف مستی و هر گوشه غزلخوانی هست

از در لطف درآ، چین جبین را بگشای

ذوق خاطر به شکر خندهٔ پنهانی هست

آنقدرها نبود بانگ جرس سینه خراش

پی این قافله گویا دل نالانی هست

دام اگر مرغ چمن را گل فارغبالی است

بهر جمعیّت ما زلف پریشانی هست

رانده است از همه در، غیرت عشقت، زاهد

ور نه در دیر و حرم، دشمن ایمانی هست

آستین پرده در، از دیدهٔ خونبار من است

تا مرا در رگ جان، کاوش مژگانی هست

بوی دل از نفس گرم تو پیداست حزین

می توان یافت، تو را آتش پنهانی هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹درین زمانه نه یاری نه غمگساری هست
  2. شمارهٔ ۲۱۰دل خوردن عشاق تو کار دگران نیست
  3. شمارهٔ ۲۱۱عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست
  4. شمارهٔ ۲۱۲در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست
  5. شمارهٔ ۲۱۳نخلم از گریه در آب است و ثمر پیدا نیست
  6. شمارهٔ ۲۱۴چشم صاحب نظران در پی دنیاست که نیست
  7. شمارهٔ ۲۱۵با مستی غمت به شراب احتیاج نیست
  8. شمارهٔ ۲۱۶می عشق است که عالم همه میخانهٔ اوست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.