پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

از داغ او سرم به گریبان آتش است

رگ در تنم چو شمع، رگ جان آتش است

پرورده در حمایت خود، شمع طور را

داغ دلم که چتر سلیمان آتش است

آویزهء کنار و بر طفل اشک باد

لخت دلم، که لعل بدخشان آتش است

خوش باش ای سپند ولی می توان گشود

داربم سینه ای که بیابان آتش است

در عشق نیست غیر دل بی قرار من

پروانه ای که دست وگریبان آتش است

گرد یتیمیش نبود جز غار دل

شکمکه گوهر جگرکان آتش است

در دست، صفحه را پر پروانه کن حزین

چون شمع، خامه ام گهرافشان آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳بی شمع می، به بزم دل و دیده نور نیست
  2. شمارهٔ ۲۰۴در خاطر خدنگ قضا هر نهان که هست
  3. شمارهٔ ۲۰۵خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست
  4. شمارهٔ ۲۰۶لب از خون تر کنم گر ساغری نیست
  5. شمارهٔ ۲۰۷تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست
  6. شمارهٔ ۲۰۸دل گواه است که در پرده دلارایی هست
  7. شمارهٔ ۲۰۹درین زمانه نه یاری نه غمگساری هست
  8. شمارهٔ ۲۱۰دل خوردن عشاق تو کار دگران نیست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.