پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دست

تا حشر می گزد، گل مغرور، پشت دست

در کوی عشق، پا به ادب بر زمین گذار

این بیشه، شیر می خورد از مور پشت دست

دیشب به زور جام ادب سوز عاشقی

زد مستیم، به ساغر منصور پشت دست

از فیض فقر، می زند امروز مدتی ست

کشکول ما، به کاسهٔ فغفور، پشت دست

چشم تو در بهشت ز مژگان پر غرور

مستانه می زند به صف حور، پشت دست

طالع نگر که نیست به دست نگاه من

مستانه دیدنی ز تو مستور، پشت دست

موسی کشد خجل، ید بیضا در آستین

بیند ز شمع من، اگر از دور پشت دست

یا رب به کیش کیست بت ما که می زند

بر مست پشت پا و به مخمور پشت دست؟

از پایداری مژهٔ خون فشان حزین

زد قطره ام به قلزم پرشور پشت دست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲کام، آشنا به ماحضر روزگار نیست
  2. شمارهٔ ۲۰۳بی شمع می، به بزم دل و دیده نور نیست
  3. شمارهٔ ۲۰۴در خاطر خدنگ قضا هر نهان که هست
  4. شمارهٔ ۲۰۵خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست
  5. شمارهٔ ۲۰۶لب از خون تر کنم گر ساغری نیست
  6. شمارهٔ ۲۰۷تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست
  7. شمارهٔ ۲۰۸دل گواه است که در پرده دلارایی هست
  8. شمارهٔ ۲۰۹درین زمانه نه یاری نه غمگساری هست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.