پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست

عینک حجاب گردد، اگر دیده تار نیست

دشتی که شوق آبله پا قطره می زند

یک خار، زیر منّت ابر بهار نیست

موسی صفت ز آتش غیرت نمی روم

در سایهٔ نهالی، اگر شعله بار نیست

مانع نمی شود کف بی مایه، سیل را

دامن حریف گریهٔ بی اختیار نیست

سوده است خاطر، اگر درد بی دواست

طوفان غم خوش است، اگر غمگسار نیست

ناصح ز ناله منع دلم چون جرس مکن

آسوده خاطرت که دمی بیقرار نیست

مست تغافلی به حزین نیازمند

هرگز تو را غم دل امّیدوار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست
  2. شمارهٔ ۲۰۸دل گواه است که در پرده دلارایی هست
  3. شمارهٔ ۲۰۹درین زمانه نه یاری نه غمگساری هست
  4. شمارهٔ ۲۱۰دل خوردن عشاق تو کار دگران نیست
  5. شمارهٔ ۲۱۱عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست
  6. شمارهٔ ۲۱۲در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست
  7. شمارهٔ ۲۱۳نخلم از گریه در آب است و ثمر پیدا نیست
  8. شمارهٔ ۲۱۴چشم صاحب نظران در پی دنیاست که نیست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.