پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

در خاطر خدنگ قضا هر نهان که هست

کرد آن چنان نگاه تو خاطرنشان که هست

یا رب چه آفتی تو که دارد به صد زبان

داد از دل تو، هر دل نامهربان که هست

جان رفت و سرگرانی نازت چنان که بود

دل خون شد و غرور نگاهم همانکه هست

انجام کار عشق ز آغاز به نشد

بود این چنین به ما نگهت سرگران که هست

دستانسرای خامهٔ جان پرورت حزین

سنجد حدیث شوق به هر داستان که هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶لب از خون تر کنم گر ساغری نیست
  2. شمارهٔ ۲۰۷تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست
  3. شمارهٔ ۲۰۸دل گواه است که در پرده دلارایی هست
  4. شمارهٔ ۲۰۹درین زمانه نه یاری نه غمگساری هست
  5. شمارهٔ ۲۱۰دل خوردن عشاق تو کار دگران نیست
  6. شمارهٔ ۲۱۱عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست
  7. شمارهٔ ۲۱۲در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست
  8. شمارهٔ ۲۱۳نخلم از گریه در آب است و ثمر پیدا نیست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.