پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

هر زهر که چشمت به ایاغ دل ما ریخت

الماس شد، از دیدهٔ داغ دل ما ریخت

زلفت به مددکاری آن لب، نمکی چند

با مشک به هم کرد و به داغ دل ما ریخت

دم سردی ایّام چها کرد به حالم

زین باد، شبیخون به چراغ دل ما ریخت

جز در خم زلف تو کجا بود که امشب

خون از مژهٔ غم به سراغ دل ما ریخت؟

نخلی شد و بارش همه پیکان بلا گشت

هر تخم، که ناز تو به باغ دل ما ریخت

این شعله حزین ، کز دو جهان دود برآورد

سودای که یارب، به دماغ دل ما ریخت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱از داغ او سرم به گریبان آتش است
  2. شمارهٔ ۲۰۲کام، آشنا به ماحضر روزگار نیست
  3. شمارهٔ ۲۰۳بی شمع می، به بزم دل و دیده نور نیست
  4. شمارهٔ ۲۰۴در خاطر خدنگ قضا هر نهان که هست
  5. شمارهٔ ۲۰۵خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست
  6. شمارهٔ ۲۰۶لب از خون تر کنم گر ساغری نیست
  7. شمارهٔ ۲۰۷تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست
  8. شمارهٔ ۲۰۸دل گواه است که در پرده دلارایی هست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.