پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

در دل چو به یاد رخ او نور فرو ریخت

چون طور، بنای دل مهجور فروریخت

دردی رگ جان داشت، چنان مجلسیان را

کاغشته به خون، نغمه ز طنبور فرو ریخت

از یاد لب او نمک آرید، که مرهم

خون گشت وز زخم دل ناسور فرو ریخت

هرشکوه، که چون گریه به دل بی تو گره بود

سیلی شد و از دیدهٔ مهجور فرو ریخت

هر ابر که برخاست ز دریای سرشکم

باران تجلی شد و در طور فرو ریخت

سر در رهت آرایش دار است حزین را

لعلت به لبش، بادهٔ منصور فرو ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹هر زهر که چشمت به ایاغ دل ما ریخت
  2. شمارهٔ ۲۰۰زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دست
  3. شمارهٔ ۲۰۱از داغ او سرم به گریبان آتش است
  4. شمارهٔ ۲۰۲کام، آشنا به ماحضر روزگار نیست
  5. شمارهٔ ۲۰۳بی شمع می، به بزم دل و دیده نور نیست
  6. شمارهٔ ۲۰۴در خاطر خدنگ قضا هر نهان که هست
  7. شمارهٔ ۲۰۵خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست
  8. شمارهٔ ۲۰۶لب از خون تر کنم گر ساغری نیست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.