پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

آمد آن شمع شبی بر سر و، سامانم سوخت

جستم از جای چنان گرم، که دامانم سوخت

غنچهای غارت ایام به گلشن نگذاشت

غم تنهایی مرغان گلستانم سوخت

مدتی شد که ز دشت آبله پایی نگذشت

جگر از تشنگی خار بیابانم سوخت

من که در صومعه سرحلقهٔ دین دارانم

نگه کافر آن مغبچه ایمانم سوخت

نفس سوخته، در سینه نگهدار حزین

این چه افسانهٔ گرم است که مژگانم سوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷در دل چو به یاد رخ او نور فرو ریخت
  2. شمارهٔ ۱۹۸مجنون مرا شور تو بی پا و سر انداخت
  3. شمارهٔ ۱۹۹هر زهر که چشمت به ایاغ دل ما ریخت
  4. شمارهٔ ۲۰۰زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دست
  5. شمارهٔ ۲۰۱از داغ او سرم به گریبان آتش است
  6. شمارهٔ ۲۰۲کام، آشنا به ماحضر روزگار نیست
  7. شمارهٔ ۲۰۳بی شمع می، به بزم دل و دیده نور نیست
  8. شمارهٔ ۲۰۴در خاطر خدنگ قضا هر نهان که هست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.