پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

به تن ز بادهٔ عشق تو رنگ و بو کافی ست

همین قدر که نمی هست در سبو، کافی ست

چه باک ساقی، اگر دور می به ما نرسد

ز جرعهٔ تو، لبم مست آرزو کافی ست

به رنگ شمع به سر نیست فکر سامانم

که آه در جگر و گریه در گلو کافی ست

درین نیم که رسد تن به وصل یا نرسد

همین که عمر شود صرف جستجو کافی ست

سبق چو آینه حیرانیم نمی خواهد

همین قدر که شوم با تو روبرو کافی ست

اگر ز تصفیه مطلب صفاست صوفی را

همین که خرقه به می داد شستشو کافی ست

هوای سنبل و ریحان بس است بلبل را

مرا شمیمی از آن جعد مشک بو کافی ست

مرا به دوزخ هجر، ای صنم عذاب مکن

برای سوختنم، عشق شعله خو کافی ست

دهان شکوهٔ زخمی که در دل است مرا

اگر به تار نگاهی کنی رفو، کافی ست

شراب اگر نبود، آتشم به ساغر کن

گدای میکده را شعله در کدو کافی ست

برای جلوهٔ یار است شیشه خانهٔ دل

ز گرد هستی اگر یافت رفت و رو کافی ست

گر جواب نیامد غمین مباش حزین

به طور عشق تو را ذوق های و هو کافی ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳فروغ آن گل رخسار بی نقابم سوخت
  2. شمارهٔ ۱۹۴نگاه گوشهٔ آن چشم میگسارم سوخت
  3. شمارهٔ ۱۹۵آمد آن شمع شبی بر سر و، سامانم سوخت
  4. شمارهٔ ۱۹۶اشکم نمک به یاد لبت در ایاغ ریخت
  5. شمارهٔ ۱۹۷در دل چو به یاد رخ او نور فرو ریخت
  6. شمارهٔ ۱۹۸مجنون مرا شور تو بی پا و سر انداخت
  7. شمارهٔ ۱۹۹هر زهر که چشمت به ایاغ دل ما ریخت
  8. شمارهٔ ۲۰۰زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.