پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

فروغ آن گل رخسار بی نقابم سوخت

گیاه تشنه جگر بودم، آفتابم سوخت

چو برق مدّ حیات است شاهراه فنا

سبک عنانی این عمر پر شتابم سوخت

نه دست بر دل من می نهی نه پای به چشم

بیا که رشک عنان، غیرت رکابم سوخت

شب فراق تو از بس که شعله در جان ریخت

چو شمع، گریهٔ آتش عنان، در آبم سوخت

چه آتشی ست، حزین این که در جگر داری؟

فسانهٔ تو شنیدم، به دیده خوابم سوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵آمد آن شمع شبی بر سر و، سامانم سوخت
  2. شمارهٔ ۱۹۶اشکم نمک به یاد لبت در ایاغ ریخت
  3. شمارهٔ ۱۹۷در دل چو به یاد رخ او نور فرو ریخت
  4. شمارهٔ ۱۹۸مجنون مرا شور تو بی پا و سر انداخت
  5. شمارهٔ ۱۹۹هر زهر که چشمت به ایاغ دل ما ریخت
  6. شمارهٔ ۲۰۰زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دست
  7. شمارهٔ ۲۰۱از داغ او سرم به گریبان آتش است
  8. شمارهٔ ۲۰۲کام، آشنا به ماحضر روزگار نیست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.