پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

گرمی مهر، به ویرانه و آباد یکی ست

حسن اگر تیغ کشد، بنده و آزاد یکی ست

جور کش می طلبد، غنچهٔ شیرین کارت

ور نه در چنگ غمت خسرو و فرهاد یکی ست

چه کنم آه، که گلبرگ بناگوش تو را

نگه گرم من و سیلی استاد یکی ست

تنگی سینه دلم را به فغان می آرد

ور نه با ناز تو، خاموشی و فریاد یکی ست

آتش آه مرا قوّت تأثیر کجاست؟

دل سنگین تو و بیضه فولاد یکی ست

دل چو تسلیم شود جور و جفا، مهر و وفاست

عشق اگر یار شود، طینت اضداد یکیست

رخنه در جوشن جانی که نکرده ست کجاست؟

تیغ مژگان تو و خنجر فولاد یکیست

دل چو با خویش نباشد، چه گلستان، چه قفس

بوستان پیش من وکنج غم آباد یکیست

عکس یار است که دارد همه جا جلوه، حزین

چهره پرداز، در آیینهٔ ایجاد یکی ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰شمع سان با تو شبم رفت و تمنا مانده ست
  2. شمارهٔ ۱۹۱به تن ز بادهٔ عشق تو رنگ و بو کافی ست
  3. شمارهٔ ۱۹۲زان شراری که نهان در دل خارا می سوخت
  4. شمارهٔ ۱۹۳فروغ آن گل رخسار بی نقابم سوخت
  5. شمارهٔ ۱۹۴نگاه گوشهٔ آن چشم میگسارم سوخت
  6. شمارهٔ ۱۹۵آمد آن شمع شبی بر سر و، سامانم سوخت
  7. شمارهٔ ۱۹۶اشکم نمک به یاد لبت در ایاغ ریخت
  8. شمارهٔ ۱۹۷در دل چو به یاد رخ او نور فرو ریخت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.