پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت

که در جیب چمن صد پیرهن خار است از دستت

ز تاراج بهاران مست و رنگین جلوه می آیی

حنا نبود، که جوشان خون گلزار است از دستت

ید بیضا که می زد پنجه با خورشید در دعوی

به رنگ آستین امروز، بیکار است از دستت

فرو برده ست بیدادت به نوعی پنجه در خونم

که هر مو بر تنم انگشت زنهار است از دستت

حزین را گر تسلّی نامه ات ننواخت معذوری

ز حیرت خامه را کی پای رفتار است از دستت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷یا رب این غنچه دهن مست ز میخانهٔ کیست؟
  2. شمارهٔ ۱۸۸گرمی مهر، به ویرانه و آباد یکی ست
  3. شمارهٔ ۱۸۹حق را بطلب مسجد و میخانه کدام است؟
  4. شمارهٔ ۱۹۰شمع سان با تو شبم رفت و تمنا مانده ست
  5. شمارهٔ ۱۹۱به تن ز بادهٔ عشق تو رنگ و بو کافی ست
  6. شمارهٔ ۱۹۲زان شراری که نهان در دل خارا می سوخت
  7. شمارهٔ ۱۹۳فروغ آن گل رخسار بی نقابم سوخت
  8. شمارهٔ ۱۹۴نگاه گوشهٔ آن چشم میگسارم سوخت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.