پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

احساس مبدل شد و محسوس همان است

صد شمع فزون سوخته، فانوس همان است

دل کافر دیر است، ز لبیک چه حاصل؟

گر زمزمه دیگر شده، ناقوس همان است

لب بر لب او دارم و حسرت کش عشقم

دلبر به کنار و هوس بوس همان است

با رب چه علاج است، پریشانی دل را؟

زلفش به کف و خاطر مأیوس همان است

از دوست به کونین نگردیم تسلی

این هر دو به دست و کف افسوس همان است

خیزد ز دری هر نفس، آوازه ی دولت

کاووس شد و زمزمه ی کوس همان است

زاهد چوکند جامه ز مصحف، مفریبید

ای ساده دلان خرقهٔ سالوس همان است

در بارگه پادشه عشق حزین را

سر خاک شد وذوق زمین بوس همان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت
  2. شمارهٔ ۱۸۰تلقین حجت از لب جانانم آرزوست
  3. شمارهٔ ۱۸۱زان پیشتر که باده به پیمانه آشناست
  4. شمارهٔ ۱۸۲دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفت
  5. شمارهٔ ۱۸۳قدح تا گرفتم بهاری به سر رفت
  6. شمارهٔ ۱۸۴تیغت به سرم خمار نگذاشت
  7. شمارهٔ ۱۸۵نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت
  8. شمارهٔ ۱۸۶پیغام غنچه با دم مشکل گشای کیست؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.