پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

عالم تمام از رخ جانانه روشن است

از یک چراغ، کعبه و بتخانه روشن است

چون آفتاب، نور می آفاق را گرفت

گر کور نیستی ره میخانه روشن است

دارد رواق چشم ز خون دلم چراغ

تا باده هست، دیدهٔ پیمانه روشن است

امروز نیست بادهٔ دوشینه ات نهان

بر عالمی ز دیدن مستانه روشن است

از شمع آفتاب مثال سخن حزین

کلک سیاه روز تو را، خانه روشن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸صبح را لمعهٔ نور از ید بیضای دل است
  2. شمارهٔ ۱۷۹ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت
  3. شمارهٔ ۱۸۰تلقین حجت از لب جانانم آرزوست
  4. شمارهٔ ۱۸۱زان پیشتر که باده به پیمانه آشناست
  5. شمارهٔ ۱۸۲دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفت
  6. شمارهٔ ۱۸۳قدح تا گرفتم بهاری به سر رفت
  7. شمارهٔ ۱۸۴تیغت به سرم خمار نگذاشت
  8. شمارهٔ ۱۸۵نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.