پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

به گرد عارض او خط عنبرین پیداست

چو سبزه ای که بر اطراف یاسمین پیداست

ز نام تقوی من، بلکه سرگران شده ای؟

که از جبین تو چون موج باده، چین پیداست

محبتم به دلت کرده گوییا اثری

ز التفات نهان تو، این چنین پیداست

ترحمی، که مرا استخوان ز کاهش غم

به رنگ پنبهٔ داغم، ز آستین پیداست

گرفتم آنکه، نهفتی ز خلق خون مرا

خدنگ غمزه خونریزت از کمین پیداست

به خلق خوش، شده ای شهرهٔ جهان لیکن

کم التفاتیت، از خاطر حزین پیداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷احساس مبدل شد و محسوس همان است
  2. شمارهٔ ۱۷۸صبح را لمعهٔ نور از ید بیضای دل است
  3. شمارهٔ ۱۷۹ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت
  4. شمارهٔ ۱۸۰تلقین حجت از لب جانانم آرزوست
  5. شمارهٔ ۱۸۱زان پیشتر که باده به پیمانه آشناست
  6. شمارهٔ ۱۸۲دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفت
  7. شمارهٔ ۱۸۳قدح تا گرفتم بهاری به سر رفت
  8. شمارهٔ ۱۸۴تیغت به سرم خمار نگذاشت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.