پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

صبح را لمعهٔ نور از ید بیضای دل است

آتش طور، فروغ رخ موسای دل است

چهره، حوران بهشتی عبث آراسته اند

چشم صاحب نظران محو تماشای دل است

پای هشیار نه، ای پیک خیال رخ دوست

سینه تا دیده، پر از باده ی مینای دل است

قطرهٔ اشک مرا ای گل تر خوار مبین

این گرانمایه گهر، زاده ی دریای دل است

چه عجب گر شنوی بوی کباب از سخنم

نفسم سوختهٔ آتش سودای دل است

در خرابات خم بادهٔ پر زور یکیست

مستی نه فلک از ساغر صهبای دل است

غیر مجمر نکند جای دگر، گرم سپند

سینه ی سوختگان، منزل و مأوای دل است

خبر از لیلی سرگشته ی خود باز نیافت

سالها شدکه جنون بادیه پیمای دل است

زاب حیوان غمت ، زندهٔ جاوید شدیم

کمترین معجزهٔ عشق تو احیای دل است

می شناسد همه کس طرز نوای تو حزین

دم جان بخش زدن کار مسیحای دل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰تلقین حجت از لب جانانم آرزوست
  2. شمارهٔ ۱۸۱زان پیشتر که باده به پیمانه آشناست
  3. شمارهٔ ۱۸۲دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفت
  4. شمارهٔ ۱۸۳قدح تا گرفتم بهاری به سر رفت
  5. شمارهٔ ۱۸۴تیغت به سرم خمار نگذاشت
  6. شمارهٔ ۱۸۵نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت
  7. شمارهٔ ۱۸۶پیغام غنچه با دم مشکل گشای کیست؟
  8. شمارهٔ ۱۸۷یا رب این غنچه دهن مست ز میخانهٔ کیست؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.