پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

تلقین حجت از لب جانانم آرزوست

من کافر محبتم، ایمانم آرزوست

کمتر نیم ز شبنم حیران درین چمن

یک چشم، دیدن رخ جانانم آرزوست

چون بهله خاطر از کف بی حاصلم گرفت

دستی حریف چاک گریبانم آرزوست

ای ابر فیض بر من آتش جگر ببار

بیش ازگیاه سوخته، بارانم آرزوست

دل را ز مهر تازه جوانان بریده ام

با پیر دیر، بستن پیمانم آرزوست

ناید سرم به سدره و طوبی فرو، حزین

ظلّ لوای شاه خراسانم آرزوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفت
  2. شمارهٔ ۱۸۳قدح تا گرفتم بهاری به سر رفت
  3. شمارهٔ ۱۸۴تیغت به سرم خمار نگذاشت
  4. شمارهٔ ۱۸۵نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت
  5. شمارهٔ ۱۸۶پیغام غنچه با دم مشکل گشای کیست؟
  6. شمارهٔ ۱۸۷یا رب این غنچه دهن مست ز میخانهٔ کیست؟
  7. شمارهٔ ۱۸۸گرمی مهر، به ویرانه و آباد یکی ست
  8. شمارهٔ ۱۸۹حق را بطلب مسجد و میخانه کدام است؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.