پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت

آوازه ای از کوی تو غوغای قیامت

ای سلسلهٔ زلف تو بر پای قیامت

سودایی خال تو، سویدای قیامت

بی داغ تمنّای تو یک سینه ندیدم

هر چند که گشتم به سراپای قیامت

از جلوه قیامت به جهان افکن و مگذار

در خاک برد خاک، تمنای قیامت

بر تربت من جلوه کن از نازکه خواهم

سرمست نهم رو به تماشای قیامت

هم چشم توبرهم زن هنگامه ی محشر

هم قد تو سرفتنهء غوغای قیامت

از میکدهٔ چشم تو هر کس که خورد می

هشیار نگردد، به تقاضای قیامت

زان وعده به فردا دهی امروزکه باشد

فردای تو را، وعدهٔ فردای قیامت

چون چشم تو، مستانه سر از خواب برآرد

بیخود شده ی عشق تو فردای قیامت

اندیشه ای از حشر نداربم که سهل است

با آتش هجران تو گرمای قیامت

درکار حزین کن نگهی گرم، که فردا

بی هوش بود بادیه پیمای قیامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱زان پیشتر که باده به پیمانه آشناست
  2. شمارهٔ ۱۸۲دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفت
  3. شمارهٔ ۱۸۳قدح تا گرفتم بهاری به سر رفت
  4. شمارهٔ ۱۸۴تیغت به سرم خمار نگذاشت
  5. شمارهٔ ۱۸۵نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت
  6. شمارهٔ ۱۸۶پیغام غنچه با دم مشکل گشای کیست؟
  7. شمارهٔ ۱۸۷یا رب این غنچه دهن مست ز میخانهٔ کیست؟
  8. شمارهٔ ۱۸۸گرمی مهر، به ویرانه و آباد یکی ست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.