پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

از شرم، زبانم به گلستان تو بسته ست

صد نکته به یک خندهٔ پنهان تو بسته ست

ما در چه شماریم که گردون سبک سیر

خود را به صف آبله پایان تو بسته ست؟

بشکاف دلم را که لبالب شده از خون

این عقده به یک جنبش مژگان تو بسته ست

جزکیش تو، از ملت دیگرخبرم نیست

ایمان من ای عشق، به ایمان تو بسته ست

حاصل نکند طوطی مست از شکرستان

طرفی که خط از پستهٔ خندان تو بسته ست

جمعیت عالم همه آشفته نسازی

دلها به سر زلف پریشان تو بسته ست

از لوح دلش محو نگردد چو سویدا

نقشی که حزین از خط ریحان تو بسته ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵به گرد عارض او خط عنبرین پیداست
  2. شمارهٔ ۱۷۶عالم تمام از رخ جانانه روشن است
  3. شمارهٔ ۱۷۷احساس مبدل شد و محسوس همان است
  4. شمارهٔ ۱۷۸صبح را لمعهٔ نور از ید بیضای دل است
  5. شمارهٔ ۱۷۹ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت
  6. شمارهٔ ۱۸۰تلقین حجت از لب جانانم آرزوست
  7. شمارهٔ ۱۸۱زان پیشتر که باده به پیمانه آشناست
  8. شمارهٔ ۱۸۲دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.