پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

لعلت حیات بخش دل و جان عاشق است

آبش زلال چشمه حیوان عاشق است

شوریدگی برون نرود از دماغ ما

زنجیر زلف، سلسله جنبان عاشق است

مژگان به هم نمی زنم از شور رستخیز

غوغای حشر، خواب پریشان عاشق است

باغ و بهار عشرت ما در کنار ماست

دامن ز اشک سرخ، گلستان عاشق است

حبل المتین زلف تو را نیست کوتهی

زنّار کفر و سبحهٔ ایمان عاشق است

افتاده برق خرمن پندار کفر و دین

این آتشی که در دل سوزان عاشق است

گر شور پسته تو نمکدان به داغ ریخت

شیرین تبسمت شکرستان عاشق است

برخاست دور خطّ تو شور از دل حزین

ایام نغمه سنجی دستان عاشق است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴یاری که غمی می برد از یاد، شراب است
  2. شمارهٔ ۱۷۵به گرد عارض او خط عنبرین پیداست
  3. شمارهٔ ۱۷۶عالم تمام از رخ جانانه روشن است
  4. شمارهٔ ۱۷۷احساس مبدل شد و محسوس همان است
  5. شمارهٔ ۱۷۸صبح را لمعهٔ نور از ید بیضای دل است
  6. شمارهٔ ۱۷۹ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت
  7. شمارهٔ ۱۸۰تلقین حجت از لب جانانم آرزوست
  8. شمارهٔ ۱۸۱زان پیشتر که باده به پیمانه آشناست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.