پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

هزار رنگ گل داغ در کنار من است

جنون کجاست که جوش سیه بهار من است؟

ز خاک سوختهٔ خویش، دامن افشانی

کمینه سرکشی سرو پایدار من است

ز رشحهٔ قلمم زنده می شود دل و جان

زلال چشمه حیوان به جویبار من است

به خصم، عرصهٔ دعوی نمی دهد سخنم

که خامه در کف اندیشه، ذوالفقار من است

ز جا نخاسته بیجا، غبار هستی من

به جلوه در دل این گرد، شهسوار من است

ز خال کنج لبی رفته صبر و آرامم

سپند آتش غم جان بی قرار من است

حزین اگر به درازی کشد سخن چه کنم؟

سیاه مستی کلک سخن گزار من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲لعلت حیات بخش دل و جان عاشق است
  2. شمارهٔ ۱۷۳از شرم، زبانم به گلستان تو بسته ست
  3. شمارهٔ ۱۷۴یاری که غمی می برد از یاد، شراب است
  4. شمارهٔ ۱۷۵به گرد عارض او خط عنبرین پیداست
  5. شمارهٔ ۱۷۶عالم تمام از رخ جانانه روشن است
  6. شمارهٔ ۱۷۷احساس مبدل شد و محسوس همان است
  7. شمارهٔ ۱۷۸صبح را لمعهٔ نور از ید بیضای دل است
  8. شمارهٔ ۱۷۹ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.