پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

بر سر خود دهدم جا، خم پاکیزه سرشت

خاکم آن روزکه درمیکده خواهد شد خشت

بار دیگر کندش کاتب اقبال، رقم

هر چه بر صفحهٔ ما، خامهٔ تقدیر نوشت

همّتی بدرقه، ای پیر خراباتکه باز

برد از کعبه ام آن زلف چلیپا به کنشت

تنگی خاطر و افسردگی، از یادم برد

سایهٔ بید و طرب خیزی دشت و لب کشت

از کجا آب خورد سبزه خط لب یار؟

این طراوت نتوان یافت ز ریحان بهشت

دل به خار و خس مژگان، نم خونی می داد

آخر از سینه تفسیده ام این دانه برشت

دهر خنثی صفت افتاده، نه مرد، است نه زن

کار بس بوالعجب افتاده، نه زیبا و نه زشت

التفاتم نبود با سخن خویش حزین

کو دماغی که کنم بو، گل گلزار بهشت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰هزار رنگ گل داغ در کنار من است
  2. شمارهٔ ۱۷۱چه دولتی است که دردت نصیب جان من است!
  3. شمارهٔ ۱۷۲لعلت حیات بخش دل و جان عاشق است
  4. شمارهٔ ۱۷۳از شرم، زبانم به گلستان تو بسته ست
  5. شمارهٔ ۱۷۴یاری که غمی می برد از یاد، شراب است
  6. شمارهٔ ۱۷۵به گرد عارض او خط عنبرین پیداست
  7. شمارهٔ ۱۷۶عالم تمام از رخ جانانه روشن است
  8. شمارهٔ ۱۷۷احساس مبدل شد و محسوس همان است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.