پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

تا تشنه به خون، نرگس مستانه ی یار است

اندیشهٔ شیرینی جان، خواب و خمار است

در عشق حلال است مرا چاشنی شور

زخمم نمکستان شکر خندهٔ یار است

از قحط سخن سنج به لب مهر خموشی است

زین مرده دلان خامه ی امنا شمع مزار است

بر هم نزنم چشم به شبهای جدایی

صد شیشه ز پرگالهٔ دل بر مژه بار است

گل می کند از شرم، نهان دست نگارین

تا پنجه ی مژگان تو در خون شکار است

غمخانهٔ دل بی تو چرا تیره نباشد؟

کارش همه، با روزنه ی دیده ی تار است

شمعی چو تو در انجمن عشق، حزین نیست

هر چشم زدن اشک تو با آه دچار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱دمیدن از سمنش مشک ناب نزدیک است
  2. شمارهٔ ۱۶۲عهد پیرانه سری، عشق جوان افتاده ست
  3. شمارهٔ ۱۶۳در پی دلشدگان غمزه ی طنازی هست
  4. شمارهٔ ۱۶۴دارد سر ما شورش سودایی اگر هست
  5. شمارهٔ ۱۶۵آوازه ام از رتبه گفتار بلند است
  6. شمارهٔ ۱۶۶از بس که تو را خوی، به عشاق گران است
  7. شمارهٔ ۱۶۷به باغ راه خزان و بهار نتوان بست
  8. شمارهٔ ۱۶۸بر سر خود دهدم جا، خم پاکیزه سرشت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.