پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

در پی دلشدگان غمزه ی طنازی هست

با خرابی زدگان، خانه براندازی هست

گرچه ما سبزهٔ خوابیدهٔ این گلزاریم

سر ما در قدم سرو سرافرازی هست

هرگز از خویش نکردیم سخن ساز، چو نی

لب خاموشی ما، گوش بر آوازی هست

چیده از دام و قفس، طرفه بساطی هر سو

عشق پنداشته ما را پر پروازی هست

گر بنازم به غمش، لنگر تمکین چه کنم؟

در گریبان خسی برق سبک تازی هست

در و دیوار جهان گوش بر آواز دل اند

مگشا پرده ی این راز، که غمّازی هست

از طلسم تن خاکی، رخ امّید متاب

که در این مشت غبار آینه پردازی هست

می تراود ز لبم زمزمه بی خواست، حزین

می توان یافت، درین پرده، سخن سازی هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵آوازه ام از رتبه گفتار بلند است
  2. شمارهٔ ۱۶۶از بس که تو را خوی، به عشاق گران است
  3. شمارهٔ ۱۶۷به باغ راه خزان و بهار نتوان بست
  4. شمارهٔ ۱۶۸بر سر خود دهدم جا، خم پاکیزه سرشت
  5. شمارهٔ ۱۶۹آب حیات در رقم مشک فام ماست
  6. شمارهٔ ۱۷۰هزار رنگ گل داغ در کنار من است
  7. شمارهٔ ۱۷۱چه دولتی است که دردت نصیب جان من است!
  8. شمارهٔ ۱۷۲لعلت حیات بخش دل و جان عاشق است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.