پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

حرف غم عشق از لب خندان که جسته ست؟

این شور قیامت، ز نمکدان که جسته ست؟

از قلب سپاه دو جهان صاف گذر کرد

این ناوک شوخ، از صف مژگان که جسته ست؟

زد درگل و خار این شرر شوخ، ندانم

ز آتشکده ی سینه ی سوزان که جسته ست؟

نگذاشت به جا دامن پاکی که نزد چاک

این یوسف بی باک، ز زندان که جسته ست؟

از هم گسلد سلسلهء عقل و جنون را

دیوانه ام از زلف پریشان که جسته ست؟

گاهی دل خون گشته و گه دانهٔ اشک است

این قطره، ندانم ز رگ جان که جسته ست؟

می گردد اوا از گردش خویشش خبری نیست

گوی فلک از صولت چوگان که جسته ست؟

نشمرده، کند در گره غنچه، بهارش

این مشت زر، از لطمهٔ احسان که جسته ست؟

از چشم غزالان حرم دود برآورد

این برق بلا، ز آتش پیکان که جسته ست؟

سر تا به قدم شعلهٔ آهی ست حزین ت

یا رب ز نهاد دل سوزان که جسته ست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲عهد پیرانه سری، عشق جوان افتاده ست
  2. شمارهٔ ۱۶۳در پی دلشدگان غمزه ی طنازی هست
  3. شمارهٔ ۱۶۴دارد سر ما شورش سودایی اگر هست
  4. شمارهٔ ۱۶۵آوازه ام از رتبه گفتار بلند است
  5. شمارهٔ ۱۶۶از بس که تو را خوی، به عشاق گران است
  6. شمارهٔ ۱۶۷به باغ راه خزان و بهار نتوان بست
  7. شمارهٔ ۱۶۸بر سر خود دهدم جا، خم پاکیزه سرشت
  8. شمارهٔ ۱۶۹آب حیات در رقم مشک فام ماست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.