پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

دمیدن از سمنش مشک ناب نزدیک است

به شب نهان شدن آفتاب نزدیک است

دلم ز وعده بر آتش فکندی و رفتی

بیا که سوختن این کباب نزدیک است

نفس شمرده زدنهای صبح روشندل

کنایتی ست که روز حساب نزدیک است

خوش است ساقی اگر مستیی گذاره کنم

گذشتن گل پا در رکاب نزدیک است

به عمر با تک و تاز نفس مباش ایمن

که راه دور، به پای شتاب نزدیک است

فسانه ای ز هوس های نفس دون کافی ست

دل فسردهٔ جاهل، به خواب نزدیک است

دل از شکنجهٔ هستی غمین مدار حزین

گشادِ عقدهٔ کار حباب نزدیک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳در پی دلشدگان غمزه ی طنازی هست
  2. شمارهٔ ۱۶۴دارد سر ما شورش سودایی اگر هست
  3. شمارهٔ ۱۶۵آوازه ام از رتبه گفتار بلند است
  4. شمارهٔ ۱۶۶از بس که تو را خوی، به عشاق گران است
  5. شمارهٔ ۱۶۷به باغ راه خزان و بهار نتوان بست
  6. شمارهٔ ۱۶۸بر سر خود دهدم جا، خم پاکیزه سرشت
  7. شمارهٔ ۱۶۹آب حیات در رقم مشک فام ماست
  8. شمارهٔ ۱۷۰هزار رنگ گل داغ در کنار من است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.