پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

ساقی از ورع کیشان، مطرب از خموشان است

بی صفاتر از مسجد، بزم دردنوشان است

چاک پیرهن بگشا، قبلهٔ نیاز من

کعبه در سر کویت، از پلاس پوشان است

چنگ عاشقان ساز است، نغمهٔ عبث چه زنی؟

بس کن این خراشیدن، سینه ام خروشان است

منزلت دربن کشور، فرع لاف بی معنیست

آدم از بها افتاد، مفت خود فروشان است

چین جبهه واکردی، عیش عاشقان خوش باد

خنده از لبت گل کرد، عید باده نوشان است

مطرب نفس مشکین، پرده پست تر بردار

مفتی صلاح آیین، از درازگوشان است

خرقه دوش را بار است، رهن باده کن زاهد

غنچه در گلستان ها، از سبو به دوشان است

پیر خانقاه من، مست و پای کوبانی

سر بده قدح بستان، کوی می فروشان است

جوش می خروش نی، گر مکرّرت باشد

نالهء حزین بشنو، دل ز خوش سروشان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹تا تشنه به خون، نرگس مستانه ی یار است
  2. شمارهٔ ۱۶۰حرف غم عشق از لب خندان که جسته ست؟
  3. شمارهٔ ۱۶۱دمیدن از سمنش مشک ناب نزدیک است
  4. شمارهٔ ۱۶۲عهد پیرانه سری، عشق جوان افتاده ست
  5. شمارهٔ ۱۶۳در پی دلشدگان غمزه ی طنازی هست
  6. شمارهٔ ۱۶۴دارد سر ما شورش سودایی اگر هست
  7. شمارهٔ ۱۶۵آوازه ام از رتبه گفتار بلند است
  8. شمارهٔ ۱۶۶از بس که تو را خوی، به عشاق گران است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.