پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

هلاک جلوه ام قد قیامت دستگاهان را

خراب شیوه ام شمشاد این محشر پناهان را

فدای نازپرور تیغ مژگانی که از شوخی

به خاک بی نیازی ریخت، خون بی گناهان را

تسلی چون تواند شد، دل غلتیده در خونم

نگه در قبضهٔ ناز است، این مژگان سیاهان را

نمی گردد به موزونی، طرف با خال مشکینت

اگر در سرمه خوابانند چشم خوش نگاهان را

سرت گردم بر اوج سروری طرف کله بشکن

شکست آن پُرشکن کاکل، سپاه کج کلاهان را

بود شور اسیران خانه زاد ناز محبوبان

تغافل کارفرما شد خروش دادخواهان را

حزین افتاده‌ام در حلقهٔ روشن‌سوادانش

به چشم من چه منت‌ها بود خاک صفاهان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را
  2. شمارهٔ ۱۴۵۱۴۵ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  3. شمارهٔ ۱۴۶۱۴۶ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  4. شمارهٔ ۱۴۷۱۴۷ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  5. شمارهٔ ۱۴۸دیده ها واله نظارهٔ مژگان خوشی ست
  6. شمارهٔ ۱۴۹سنگ و سفال میکده گوهر کند شراب
  7. شمارهٔ ۱۵۰عاشق مهجور، وصل دلستان بیند به خواب
  8. شمارهٔ ۱۵۱کامم چشید هر چه نگاهش عتاب داشت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.