پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را

شد دیده بهشتی ز تماشای تو ما را

مست آمدی و تیغ به کف سر طلبیدی

آسایش جان گشت تقاضای تو ما را

هر داغ که از هجر تو اندوخته بودیم

خورشید شد، از طلعت غرای تو ما را

درعشق تو صیقل گری آه سحرخیز

کرد آینهٔ حسن دلارای تو ما را

بی سرو، تذروی نشود زمزمه پرداز

شد ناله رسا از قد رعنای تو ما را

پیداست سرافرازی سرو تو ز آهم

این شعله بلند است ز بالای تو ما را

دانیم ازین شورش عشقی که به دل ریخت

بر باد رود گرد، به صحرای تو ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶۱۴۶ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  2. شمارهٔ ۱۴۷۱۴۷ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  3. شمارهٔ ۱۴۸دیده ها واله نظارهٔ مژگان خوشی ست
  4. شمارهٔ ۱۴۹سنگ و سفال میکده گوهر کند شراب
  5. شمارهٔ ۱۵۰عاشق مهجور، وصل دلستان بیند به خواب
  6. شمارهٔ ۱۵۱کامم چشید هر چه نگاهش عتاب داشت
  7. شمارهٔ ۱۵۲از سوز ناله ام، دل جانان خبر نداشت
  8. شمارهٔ ۱۵۳۱۵۳ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.