پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

ز خورشید قیامت گر کنم بالین سر خود را

نسازد مستی من خشک، دامان تر خود را

اگر آیینهٔ تیغم، برون از زنگ می آمد

به این گردن فرازان، می نمودم جوهر خود را

فروغ من در این ظلمت سرا روشن نمی گردد

که در خاکستر افلاک، دارم اخگر خود را

زلال غیرت از سرچشمهٔ حیوان بود خوش تر

ز خون گرم خود سیراب کردم خنجر خود را

تن سختی کشم پهلوی راحت برنمی دارد

شرارآسا اگر از سنگ سازم بستر خود را

دمی گر آستین از دیده پرشور بردارم

ز اشکم کشتی افلاک بازد لنگر خود را

کتاب هفت ملت بود بر طاق فراموشی

من آن روزیکه رهن باده کردم دفتر خود را

دل شوریده از سیر گلستان تنگتر گردد

خوشا بلبل که ریزد در قفس بال و پرخود را

دل ازگرد کدورت صاف کن با صیقل آهی

که این آیینه دارد در بغل، روشنگر خود را

حزین افتاده ام از عشق در دریای خونخواری

که با چنگال شیر مست می خارم سرخود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷ز بیگانه پرداخت بوم و برم را
  2. شمارهٔ ۱۳۸۱۳۸غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  3. شمارهٔ ۱۳۹۱۳۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  4. شمارهٔ ۱۴۰۱۴۰غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  5. شمارهٔ ۱۴۱تمنا چون نسوزد در ضمیر من؟ که می باشد
  6. شمارهٔ ۱۴۲هلاک جلوه ام قد قیامت دستگاهان را
  7. شمارهٔ ۱۴۳کشم خط از سواد خامه زلف عنبرافشان را
  8. شمارهٔ ۱۴۴ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.