پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

نیست هوای بوستان، کنج قفس خزیده را

لاله‌ستان خود کنم، سینهٔ داغ‌دیده را

قاصد اگر شنیده‌ای، از لب یار وعده‌ای

رخصت بازگشت ده، جان به لب رسیده را

چشم رقیب گفتمش، محرم روی خود مکن

کرد نگار دیده‌ام، مصلحت شنیده را

داغ جنون نمی‌کشد، دست حمایت از سرم

خواجه به ناز پرورد، بندهٔ زرخریده را

خضر خجسته روی ما، راه دیار یار کو؟

عمر سفر دراز شد، رنگ رخ پریده را

پشت هلال شد دوتا، از خم ابروان تو

قامت خم گواه بس، بار ستم کشیده را

از دم مولوی حزین آذر من بهار شد

در مگشا و کم نما، گلشن نورسیده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴فکندم چاک‌ها در جیب جان بی‌تابی خود را
  2. شمارهٔ ۱۳۵ز خورشید قیامت گر کنم بالین سر خود را
  3. شمارهٔ ۱۳۶نمی‌گوید کسی امروز چرخ بی‌مروت را
  4. شمارهٔ ۱۳۷ز بیگانه پرداخت بوم و برم را
  5. شمارهٔ ۱۳۸۱۳۸غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  6. شمارهٔ ۱۳۹۱۳۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  7. شمارهٔ ۱۴۰۱۴۰غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  8. شمارهٔ ۱۴۱تمنا چون نسوزد در ضمیر من؟ که می باشد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.