پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

در فتح باب میکده باشد گشاد ما

صرف سبو شود، همه خاک مراد ما

دل روشناس مصحف حسن بتان نبود

شد روشن از غبار خط او سواد ما

پنداشتم که مهر تو با جان سرشته است

جان از میانه رفت و نرفتی ز یاد ما

از مبدا فراق تو در عین برزخیم

باز آمدن به کوی تو باشد معاد ما

افراسیاب غم چو هجوم آورد حزین

جمشید، جام باده و خم کیقباد ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷جنون را کارها باقی ست با مشت غبار ما
  2. شمارهٔ ۱۲۸۱۲۸ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  3. شمارهٔ ۱۲۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  4. شمارهٔ ۱۳۰۱۳۰ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  5. شمارهٔ ۱۳۱۱۳۱ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  6. شمارهٔ ۱۳۲نیست هوای بوستان، کنج قفس خزیده را
  7. شمارهٔ ۱۳۳از زلف تو داریم پریشانی خود را
  8. شمارهٔ ۱۳۴فکندم چاک‌ها در جیب جان بی‌تابی خود را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.