پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را

چه محکم می کنی چون ابلهان دیوار زندان را؟

دیار عشق را نازم که طفلان هوسناکش

چو پستان می مکند از ذوق، خون آلوده پیکان را

گریبانی چو صبحم نیست تا از شرم رسوایی

ز بی دردان بپوشد سینه ام، زخم نمایان را

ز دل بیش است با معشوق ربط دیده عاشق

که چشم آگاه کرد از بوی یوسف، پیر کنعان را

پی جولانگه خورشید، پهنای فلک باید

نسازد عشق مسکن، سینه های تنگ میدان را

تو در بتخانه اندیشه دینی، نمی دانی

که عارف کعبه می داند، دل گبر و مسلمان را

حزین ، از جویبار تیغ او تا حشر ممنونم

به خون آلوده چون گل، دامن پاک شهیدان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶نخواهد برد از ما صرف‌های خصم عنید ما
  2. شمارهٔ ۱۲۷جنون را کارها باقی ست با مشت غبار ما
  3. شمارهٔ ۱۲۸۱۲۸ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  4. شمارهٔ ۱۲۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  5. شمارهٔ ۱۳۰۱۳۰ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  6. شمارهٔ ۱۳۱۱۳۱ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  7. شمارهٔ ۱۳۲نیست هوای بوستان، کنج قفس خزیده را
  8. شمارهٔ ۱۳۳از زلف تو داریم پریشانی خود را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.