پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

پس از ما تیره‌روزان روزگاری می‌شود پیدا

قفای هر خزان، آخر بهاری می‌شود پیدا

مکش ای طور با افسرده‌حالان گردن دعوی

که در خاکستر ما هم شراری می‌شود پیدا

سرت گردم، دل آشفته ما را چه می‌کاوی؟

درین گنجینه، داغ بی‌شماری می‌شود پیدا

پس از فرهاد باید قدر این جان‌سخت دانستن

که بعد از روزگاری، مردِ کاری می‌شود پیدا

ز هر تن‌پروری جان‌بازی ما برنمی‌آید

به عمری از حریفان، خون‌قماری می‌شود پیدا

چنین گر، گریهٔ مستانه را خواهم فرو خوردن

مرا از هر بُنِ مو، چشمه‌ساری می‌شود پیدا

من خونین‌جگر از بس که با خود داغ او بردم

کنی هرجا به خاکم، لاله‌زاری می‌شود پیدا

به استغنا چنین مگذر ز من ای برق سنگین‌دل

مرا در آشیان هم مشت خاری می‌شود پیدا

به هر بزمی که از صهبای غم ساغر به کف گیرم

ز مژگانِ ترم سرمایه‌داری می‌شود پیدا

فراموشم نخواهد کرد آن سرو روان امّا

بهار رفته بعد از انتظاری می‌شود پیدا

حزین ار خویشتن را از میان گم‌گشته انگاری

در این دریای بی‌پایان، کناری می‌شود پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵در فتح باب میکده باشد گشاد ما
  2. شمارهٔ ۱۲۶نخواهد برد از ما صرف‌های خصم عنید ما
  3. شمارهٔ ۱۲۷جنون را کارها باقی ست با مشت غبار ما
  4. شمارهٔ ۱۲۸۱۲۸ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  5. شمارهٔ ۱۲۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  6. شمارهٔ ۱۳۰۱۳۰ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  7. شمارهٔ ۱۳۱۱۳۱ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  8. شمارهٔ ۱۳۲نیست هوای بوستان، کنج قفس خزیده را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.