پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

شوری به سر افتاده، رسوای محبت را

ساکن نتوان کردن، غوغای محبت را

هنگامهٔ محشر را، برهم زند از مستی

آن دم که به حشر آرند، شیدای محبّت را

درد دل عاشق را عیسی نکند چاره

درمان ندهد سودی، سودای محبت را

گردی ز نمکدان لعل لب او باشد

شوری که به جوش آرد، دریای محبّت را

از نام چه اندیشد، از ننگ چه پرهیزد

پروای جهان نبود، رسوای محبت را

از همّت سرمستان، بردار حزین خضری

تنها نتوان رفتن، صحرای محبت را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳پس از ما تیره‌روزان روزگاری می‌شود پیدا
  2. شمارهٔ ۱۲۴مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را
  3. شمارهٔ ۱۲۵در فتح باب میکده باشد گشاد ما
  4. شمارهٔ ۱۲۶نخواهد برد از ما صرف‌های خصم عنید ما
  5. شمارهٔ ۱۲۷جنون را کارها باقی ست با مشت غبار ما
  6. شمارهٔ ۱۲۸۱۲۸ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  7. شمارهٔ ۱۲۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  8. شمارهٔ ۱۳۰۱۳۰ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.