پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

شنیدم در قفس از شاخساران شور بلبل را

به سیل گریه دادم خانهٔ صبر و تحمّل را

مدام از دوربینی مرغ زیرک در بلا باشد

شکنج دام می بیند، خم گیسوی سنبل را

نه از دردی خبر دارد، نه فریادی اثر دارد

خدا صبری دهد خواری کشان کوی آن گل را

سرت گردم، تهی مگذار جیب داغ ناسورم

به دامان نسیمی باز کن مشکینه کاکل را

دماغ جان مخمور حزین را بویِ مِی باید

چو گل بر تربتش بگذار ساقی، ساغر مل را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲شهیدان تو را ای نونهال سرگرانی‌ها
  2. شمارهٔ ۱۲۳پس از ما تیره‌روزان روزگاری می‌شود پیدا
  3. شمارهٔ ۱۲۴مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را
  4. شمارهٔ ۱۲۵در فتح باب میکده باشد گشاد ما
  5. شمارهٔ ۱۲۶نخواهد برد از ما صرف‌های خصم عنید ما
  6. شمارهٔ ۱۲۷جنون را کارها باقی ست با مشت غبار ما
  7. شمارهٔ ۱۲۸۱۲۸ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  8. شمارهٔ ۱۲۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.