پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

شایدکه دهد آگهی از بوی تو ما را

دیشب سر ره تنگ گرفتیم صبا را

با سینهٔ افروخته آغوش گشادیم

کای دیده به راهت دو جهان بی سر و پا را

دیری ست که از دوری خاک سرکویی

در دیده و دل ریخته ام خار جفا را

ظالم برسان مژده، گر افتاد گذارت

ازکوی کسی کش سر ما نیست، خدا را

این نغمه به لب، بی خبر از خویش فتادم

کز خاک رهت غالیه ای بود صبا را

چون باز به خویش آمدم از عالم مستی

گفتم که بگو آن صنم هوش ربا را

کز دوریت آتش به جهان زد، دل گرمم

بیدادگرا، دل شکنا، طرفه نگارا

سوزد شب و آسوده بود روز، خوشا شمع

قد احرقنی هجرک لیلا و نهاراً

مپسند سیه روز و پریشان، دل جمعی

یکباره مکش ازکف ما، زلف دو تا را

القصه، مرا بی تو دگر تاب نمانده ست

لن اقدر فی هجرک صبراً و قرارا

احوال حزین دل و دین باخته این است

یک ره چه شود تازه کنی عهد وفا را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸مزار فیض بخش ماست گلگشت چمن ما را
  2. شمارهٔ ۱۱۹پخته به حکمتی کنم، بادهٔ نارسای را
  3. شمارهٔ ۱۲۰شنیدم در قفس از شاخساران شور بلبل را
  4. شمارهٔ ۱۲۱شوری به سر افتاده، رسوای محبت را
  5. شمارهٔ ۱۲۲شهیدان تو را ای نونهال سرگرانی‌ها
  6. شمارهٔ ۱۲۳پس از ما تیره‌روزان روزگاری می‌شود پیدا
  7. شمارهٔ ۱۲۴مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را
  8. شمارهٔ ۱۲۵در فتح باب میکده باشد گشاد ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.