پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

گلرنگ اگر خواهی، این چهره زرین را

امروز دو بالا کن، پیمانه دوشین را

آویخته دل هر دم در زلف تو با تاری

بیمار همی خواهد، گرداندن بالین را

بی باکتر از تیغت، مژگان بلای تو

خون ریز چه آموزی، این رخنه گر دین را؟

از تیرگی عالم، تیره نشود عارف

زنگار نمی باشد، آیینه حق بین را

چون گرد بیفشاند، از دامن آزادی

شوریدگی مغزم، بوی گل و نسرین را

سازد کف خون خود در عشق حلال او

شاخ گل اگر بیند، آن دست نگارین را

با عارف رومی شد، هم نغمه حزین کلکم

ای ساقی جان پر کن، آن ساغر نوشین را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷در دل تنگ بود جلوهٔ جانان ما را
  2. شمارهٔ ۱۱۸مزار فیض بخش ماست گلگشت چمن ما را
  3. شمارهٔ ۱۱۹پخته به حکمتی کنم، بادهٔ نارسای را
  4. شمارهٔ ۱۲۰شنیدم در قفس از شاخساران شور بلبل را
  5. شمارهٔ ۱۲۱شوری به سر افتاده، رسوای محبت را
  6. شمارهٔ ۱۲۲شهیدان تو را ای نونهال سرگرانی‌ها
  7. شمارهٔ ۱۲۳پس از ما تیره‌روزان روزگاری می‌شود پیدا
  8. شمارهٔ ۱۲۴مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.