پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

مکش چون دورگردون بر رخم داغ جدایی را

چو من پروانه ای باید چراغ آشنایی را

تهیدستیم ساقی، همّتی در کار می باید

ز برق باده روشن ساز، شام بی نوایی را

خطر اندیشه باریک بینان درکمین دارد

خطا هرگز نمی تابد عنان، تیر هوایی را

رسانم حرمت میخانه تا جاییکه تعظیمش

به خاک پای خم مالد، جبین پارسایی را

به یاد قامت او گر چنین بالد حزین آهم

فرامش می کند شمشاد، رسم خودنمایی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱سر خط تعلیم شد، شیوه استاد را
  2. شمارهٔ ۱۱۲تو اگر به شعله شویی خط سرنوشت، ما را
  3. شمارهٔ ۱۱۳به آب خضر مفروش آبروی پارسایی را
  4. شمارهٔ ۱۱۴آتش زده آن لعل قبا، خانه زین را
  5. شمارهٔ ۱۱۵گلرنگ اگر خواهی، این چهره زرین را
  6. شمارهٔ ۱۱۶شایدکه دهد آگهی از بوی تو ما را
  7. شمارهٔ ۱۱۷در دل تنگ بود جلوهٔ جانان ما را
  8. شمارهٔ ۱۱۸مزار فیض بخش ماست گلگشت چمن ما را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.