پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

نگاه ناز او فهمید، راز سینه جوشی را

رساند آخر به جایی، عشق فریاد خموشی را

چه پروا گر در میخانه ها را محتسب گل زد؟

نبندد نرگس مستش، دکان می فروشی را

قیامت هم سر از خواب پریشان بر نمی دارم

که دارم یادگار طره آشفته هوشی را

تغافل شیوهٔ من، گر به فریادم دهد گوشی

کنم نازکتر ازگل، پرده بلبل سروشی را

گر از سر بگذرد گلزار را خون دل تنگم

لبش چون غنچه نگذارد ز کف، پیمانه نوشی را

خدا داده ست درکیش طریقت شیوه فقرم

من از کتم عدم چون نافه دارم خرقه پوشی را

حزبن افسانه سنج شمع کلک شعله آشوبم

نیم درآستین می پرورد، آتش خروشی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲تو اگر به شعله شویی خط سرنوشت، ما را
  2. شمارهٔ ۱۱۳به آب خضر مفروش آبروی پارسایی را
  3. شمارهٔ ۱۱۴آتش زده آن لعل قبا، خانه زین را
  4. شمارهٔ ۱۱۵گلرنگ اگر خواهی، این چهره زرین را
  5. شمارهٔ ۱۱۶شایدکه دهد آگهی از بوی تو ما را
  6. شمارهٔ ۱۱۷در دل تنگ بود جلوهٔ جانان ما را
  7. شمارهٔ ۱۱۸مزار فیض بخش ماست گلگشت چمن ما را
  8. شمارهٔ ۱۱۹پخته به حکمتی کنم، بادهٔ نارسای را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.