پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

تو اگر به شعله شویی خط سرنوشت، ما را

نشود سترده هرگز غمت از سرشت، ما را

چه کنم اگر نه چون نی، همه راه ناله پویم؟

که جهان به شادمانی نفسی نهشت، ما را

زده در شکنج مجمر به سپند طعن خامی

تف سینه دانه دل، چقدر برشت، ما را

به هزار داغ حسرت چه کنم چرا نسوزم؟

که پی فتیله گردون، رگ و ریشه رشت، ما را

چه کرم، کدام منت ز خرابه جهانم؟

که به زیر سر شبی هم، نگذاشت خشت، ما را

پی وحشی رمیده نتوان نمود محکم

ز فراغ دل نمانده سرکار و کشت، ما را

به ره از دل پر آتش همه شب چراغ دارم

که دهد نسیم کویت، خبر از بهشت ما را

به در دگر چه پویم؟ سر و خاک بی نیازی

چو مراد دل برآمد، ز در کنشت، ما را

نظر از جمال دنیا نه به زهد بسته دارم

که به دیده می نماید، رخ قحبه زشت، ما را

نه به نخل طور دارم نه به سدره، التفاتی

که ازین میانه دهقان به کنار کشت، ما را

نبود حزین از آنم به زلال خضر ذوقی

که برات عمر باقی، به قدح نوشت ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴آتش زده آن لعل قبا، خانه زین را
  2. شمارهٔ ۱۱۵گلرنگ اگر خواهی، این چهره زرین را
  3. شمارهٔ ۱۱۶شایدکه دهد آگهی از بوی تو ما را
  4. شمارهٔ ۱۱۷در دل تنگ بود جلوهٔ جانان ما را
  5. شمارهٔ ۱۱۸مزار فیض بخش ماست گلگشت چمن ما را
  6. شمارهٔ ۱۱۹پخته به حکمتی کنم، بادهٔ نارسای را
  7. شمارهٔ ۱۲۰شنیدم در قفس از شاخساران شور بلبل را
  8. شمارهٔ ۱۲۱شوری به سر افتاده، رسوای محبت را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.