پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

سر خط تعلیم شد، شیوه استاد را

کلک کهن مشق من، تیشهٔ فرهاد را

هر سر موی من است، اینکه به میدان عشق

سینه به نشتر دهد، دشنه فولاد را

بر رخ گلرنگ تو، منت پیمانه نیست

غازه چه حاجت بود، حسن خداداد را؟

در چمن دلبری رشک بر و دوش تو

داده به آشفتگی، طرهٔ شمشاد را

ناله به خونم تپید، دیده به حالم گریست

تا تو گشادی کمین، غمزهٔ صیاد را

حسن تو حیرت فزا، ناز تو پیمان گسل

از چه تسلی کنم، خاطر ناشاد را

داد دهی بر طرف، رخصت فریاد نه

آه چه سازد کسی این همه بیداد را؟!

کرد مسخر تو را، دقت افکار من

رشته چه سان زد گره، بال پریزاد را؟

باز به آن کو رسد، مشت غبارم حزین

هست به هم الفتی، خاک من و باد را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳به آب خضر مفروش آبروی پارسایی را
  2. شمارهٔ ۱۱۴آتش زده آن لعل قبا، خانه زین را
  3. شمارهٔ ۱۱۵گلرنگ اگر خواهی، این چهره زرین را
  4. شمارهٔ ۱۱۶شایدکه دهد آگهی از بوی تو ما را
  5. شمارهٔ ۱۱۷در دل تنگ بود جلوهٔ جانان ما را
  6. شمارهٔ ۱۱۸مزار فیض بخش ماست گلگشت چمن ما را
  7. شمارهٔ ۱۱۹پخته به حکمتی کنم، بادهٔ نارسای را
  8. شمارهٔ ۱۲۰شنیدم در قفس از شاخساران شور بلبل را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.