پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

اگر بیند ز قدّت مصرع برجسته مضمون را

چمن پیرا، کند از باغ بیرون سرو موزون را

نمکدانی بود چون داغ من چشم غزالانش

به شور آورد تا صحرانورد ناله، هامون را

از آن، گل سینه چاک انداخت خود را در گریبانش

که سازد پرده پوش عیب خود آن جامه گلگون را

به صحرا هم بود، در شهر بند جلوهٔ لیلی

سواد چشم آهو، تازه سازد داغ مجنون را

در آغوشی سهی سرو است، خاکسترنشین قمری

بدل کردن نباشد جامه هرگز، بخت وارون را

سرشک از دیده ام پیوسته، سیل گریه می شوید

به خون ناشسته هرگز هیچکس جز اشک من، خون را

حزین از لب اگر بردارد آهت مهر خاموشی

به آسانی توان از پیش دل برداشت گردون را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷رهی ندارم بغیرکویت، الیک رجعی، لدیک زلفا
  2. شمارهٔ ۱۰۸چه حسن است این که مجنون می کند عقل فسونگر را؟
  3. شمارهٔ ۱۰۹مکش چون دورگردون بر رخم داغ جدایی را
  4. شمارهٔ ۱۱۰نگاه ناز او فهمید، راز سینه جوشی را
  5. شمارهٔ ۱۱۱سر خط تعلیم شد، شیوه استاد را
  6. شمارهٔ ۱۱۲تو اگر به شعله شویی خط سرنوشت، ما را
  7. شمارهٔ ۱۱۳به آب خضر مفروش آبروی پارسایی را
  8. شمارهٔ ۱۱۴آتش زده آن لعل قبا، خانه زین را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.