پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

افتاده دو عالم ز نظر، دیدهٔ ما را

نادیده مبین چشم جهان دیدهٔ ما را

با سینهٔ اخگر چه کند، سوز شراری؟

از داغ چه پروا دل تفسیدهٔ ما را؟

چند ای فلک دون، ز در صلح درآیی؟

بگذار به ما، خاطر رنجیدهٔ ما را

شیرازه ز بی مهری ایّام بریدند

چون برگ خزان، دفتر پاشیدهٔ ما را

آزاده حزین از سر کونین گذشتیم

از خار چه غم، دامن برچیده ما را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲ساقی دوباره پر کن، از باده گوی ما را
  2. شمارهٔ ۱۰۳درین فکرم، که تعلیم جبین سازم سجودش را
  3. شمارهٔ ۱۰۴در کوچهٔ آن زلف مده راه صبا را
  4. شمارهٔ ۱۰۵اگر بیند ز قدّت مصرع برجسته مضمون را
  5. شمارهٔ ۱۰۶اگر زردشت، دیدی یک نظر برق عتابش را
  6. شمارهٔ ۱۰۷رهی ندارم بغیرکویت، الیک رجعی، لدیک زلفا
  7. شمارهٔ ۱۰۸چه حسن است این که مجنون می کند عقل فسونگر را؟
  8. شمارهٔ ۱۰۹مکش چون دورگردون بر رخم داغ جدایی را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.