پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

درین فکرم، که تعلیم جبین سازم سجودش را

به داغ دل دهم یاد عذار مشک سودش را

به من در خامشی و گرم سوزی نسبتی بودش

توانستی اگر پروانه، پنهان کرد دودش را

خلیدی خار خار هجر،کی در دیدهٔ بلبل؟

به گل پیوند اگر می کرد، خاشاک وجودش را

شدی چون من اگر گرد کسادی سرمهٔ چشمش

متاع یوسفی دیدی، زیان خویش سودش را

به مشکین طره ی او کی تواند همسری کردن؟

عبث سنبل به دعوی شانه زد، زلف کبودش را

قفس پروردهٔ عشق است گلبانگ دل افگاران

چه می سنجد به ما مرغ چمن پرور، سرودش را

حزین ، آه مرا با نالهٔ زاهد مکن نسبت

اگر صد بار سوزد، بوی دردی نیست عودش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵اگر بیند ز قدّت مصرع برجسته مضمون را
  2. شمارهٔ ۱۰۶اگر زردشت، دیدی یک نظر برق عتابش را
  3. شمارهٔ ۱۰۷رهی ندارم بغیرکویت، الیک رجعی، لدیک زلفا
  4. شمارهٔ ۱۰۸چه حسن است این که مجنون می کند عقل فسونگر را؟
  5. شمارهٔ ۱۰۹مکش چون دورگردون بر رخم داغ جدایی را
  6. شمارهٔ ۱۱۰نگاه ناز او فهمید، راز سینه جوشی را
  7. شمارهٔ ۱۱۱سر خط تعلیم شد، شیوه استاد را
  8. شمارهٔ ۱۱۲تو اگر به شعله شویی خط سرنوشت، ما را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.