پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

ساقی دوباره پر کن، از باده گوی ما را

وآن گاه غم نباشد، بشکن سبوی ما را

مجنون ما ندارد، پروای خار این دشت

چنگال شیر عمری، زد شانه موی ما را

یارای شکوه ام کو؟ امّا محبت این نیست

خشک ار چنین گذارد، تیغت گلوی ما را

عمری به شهر گیتی، بیگانه وار گشتیم

تن رفته رفته آخر، بگرفت خوی ما را

نم بر نداشت هرگز، از آب زندگانی

این کاسه سرنگونی، زیبد کدوی ما را

عمری نیاز بردیم بر دیر وکعبه کاخر

آیینه وار حیرت، بگرفت روی ما را

انوار مرشد روم، شد راهبر حزین را

جانا قبول گردان، این جستجوی ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴در کوچهٔ آن زلف مده راه صبا را
  2. شمارهٔ ۱۰۵اگر بیند ز قدّت مصرع برجسته مضمون را
  3. شمارهٔ ۱۰۶اگر زردشت، دیدی یک نظر برق عتابش را
  4. شمارهٔ ۱۰۷رهی ندارم بغیرکویت، الیک رجعی، لدیک زلفا
  5. شمارهٔ ۱۰۸چه حسن است این که مجنون می کند عقل فسونگر را؟
  6. شمارهٔ ۱۰۹مکش چون دورگردون بر رخم داغ جدایی را
  7. شمارهٔ ۱۱۰نگاه ناز او فهمید، راز سینه جوشی را
  8. شمارهٔ ۱۱۱سر خط تعلیم شد، شیوه استاد را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.