پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

عنان ریز است از هرسو، سپاه عشق بر دل‌ها

نپرسد سیل بی‌زنهار، هرگز راه منزل‌ها

فروغ شعلهٔ رخسار شمع آشنارویی

مرا پروانهٔ سرگشته دارد گرد محفل‌ها

چو شق شد پردهٔ پندار، دل با یار پیوندد

خودی چون محو شد، از پیش پا برخاست حایل‌ها

نیم آزرده جان، هرچند چون دل عقده‌ای دارم

بود آسان به چنگ عشق آتش دست، مشکل‌ها

حزین این ره قدم از دیده بیدار می‌باید

کجا از پای خواب‌آلوده آید طی منزل‌ها؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱چون گرد باد حیرت، از خود رهاند ما را
  2. شمارهٔ ۱۰۲ساقی دوباره پر کن، از باده گوی ما را
  3. شمارهٔ ۱۰۳درین فکرم، که تعلیم جبین سازم سجودش را
  4. شمارهٔ ۱۰۴در کوچهٔ آن زلف مده راه صبا را
  5. شمارهٔ ۱۰۵اگر بیند ز قدّت مصرع برجسته مضمون را
  6. شمارهٔ ۱۰۶اگر زردشت، دیدی یک نظر برق عتابش را
  7. شمارهٔ ۱۰۷رهی ندارم بغیرکویت، الیک رجعی، لدیک زلفا
  8. شمارهٔ ۱۰۸چه حسن است این که مجنون می کند عقل فسونگر را؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.